خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

525

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

است - بيش از فضل صحت بر مصح مىباشد . پس فضيلت ، برتر از صحت است . 12 - آن‌چه به غايت و هدفى زودتر مىرسد بهتر است از آن‌چه به هدفى ديرتر مىرسد . و از اين‌روست كه مردم اسباب نفع معاش دنيوى را بر اسباب نفع معاد ترجيح مىدهند . اين موضع در صورتى علمى خواهد بود كه ميان اين‌دو امر تساوى قائل شويم . 13 - آن‌چه هم به سوى خود و هم به سوى غير مطلوب باشد بهتر است از آن‌چه فقط مطلوب به سوى غير است ( مانند صحت و مال ) . 14 - آن‌چه ملزوم چيزى بيش‌تر باشد بهتر است از آن‌چه اين‌گونه نيست . و اگر دو امر در خيريت متساوى باشند آن‌چه ملزوم شرّ كم‌ترى است بهتر خواهد بود . لوازم يا متقدم بوده ( مانند جهل متعلم ) يا متأخراند مانند علم متعلم . اگر متأخر به عنوان غايت باشد بهتر است . 15 - آن خيرى كه تعدادش بيش‌تر باشد بهتر است از خيرى كه تعدادش كم‌تر مىباشد . اين موضع در صورتى حق است كه اين‌گونه شرط شود كه خير كم‌تر داخل خير بيش‌تر باشد . در مورد متداخل نيز بايد اين امر را اعتبار نمود كه اگر وجود يكى به سوى ديگرى باشد ، مجموع هردو بر وجود بهتر مزيت افزون‌ترى نداشته باشد ( مانند صحت و علاج كه فاضل‌تر از صحت به تنهايى نيست ) . 16 - نزد جمهور ، آن‌چه لذيذتر مىباشد بهتر است . و در ضد ، برعكس است مثلا داروى آسان‌خور بهتر از داروى سخت خور است . 17 - هر امرى كه نه درد و نه لذت داشته باشد بهتر است از امرى كه بدون لذت يا با لذت و درد ( باهم ) باشد . اين موضع نيز مشهور است . 18 - مطلوبى كه در وقت مناسب به دست مىآيد بهتر از مطلوبى است كه در غيروقت مناسب حاصل مىشود ( مانند تعلم در جوانى و حكمت در پيرى ) اگرچه عكس آن غريب‌تر و خوش‌آيندتر است . 19 - آن‌چه در همه يا بيش‌تر اوقات نافع مىباشد بهتر است از آن‌چه در وقتى خاص يا در اوقاتى كم نافع است . اما تحقيق آن است كه ممكن است امرى در يك وقت نافع بوده ولى منفعت آن زيادتر از امرى باشد كه در همهء اوقات نافع است . موضع ديگرى كه به اين موضع نزديك است اين‌كه : آن‌چه در همهء احوال مطلوب